تبليغاتX
برهود -
در کتاب گناهان کبیره برای انسان چه گناهی سراغ داری که بزرگتر از تکرار تجربه هایش باشد؟

به حسین پناهی

 

 

بهار

 

کار خودش را کرد

 

می رقصم با سمفونی باران

 

و خیس می کنم تمام خاطرات پدر را

 

کنارم یک حلزون با سرعتی عجیب کز کرده

 

فکر می کنم همین الان

 

با یک جعبه گل میمون

 

از راه می رسی / باران بندآمد

 

به خانه بر    می گردم

 

باید گل یا پوچ را با نیچه تمام کنم

 

باران از موهایم می بارد

 

پشت پنجره رنگ شکوفه های آلبالو

 

از خواب  پروانه پریده است

 

و صدای بوسه ی  هیچ دارکوبی

 

 بر    دارازای درختان باغ / به گوشم نمی رسد

 

این یعنی جهان با سرعت حلزون حیاط ما حرکت نمی کند

 

بو می کشم عطر عرفان بایزید را

 

و به شهود در می یابم

 

که بی یزید دنیا هرگز " شام " ی اینچنین

 

نصیب معده ی تاریخ نمی کرد

 

خانه با من تنهاست

 

در آرام ترین جای خانه نشسته ام

 

 

با آنکه می دانم باران باریدن بند نمی آید

 

از اینجا که فارغ شوم

 

تلفن را می برم به حیاط

 

زنگ بزند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 18:8  توسط مصطفا صبوری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آه...چه خسته ام از همه ی این ناقصان که وجودشان بی چون و چرا باید حادثه ای بزرگ شمرده شود! آه...چه خسته ام از شاعران! جان شاعر تماشاگر می خواهد . اگر چه گاو میش باشد! اما من از این جان به تنگ آمده ام و می بینم روزی را که خود نیز از خویش به تنگ آمده باشد.

پیوندهای روزانه
مسیحا برزگر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
شعر
پیوندها
از خنده مردن
جزیره ی ناشناخته
کاظم سبزی
سید مهدی موسوی
کلاغ
خزه
حامد نیکبخت
نیک آهنگ کوثر
دور باطل
محمد علی بنی اسدی
چیزی در حد خلا
غیر قابل پرنده
محسن رزوان
سارا ناصر نصیر
محمد حسن خندق آبادی
حمید رضا شکار سری
Awarebel
فائزه اثنا عشری
سروده هاي بهزاد - الف
پیچش
عرفان رعایی
محمد رضا رستم پور
محمد رضا احمدی
شبنم کشفی
میلاد شکر آبی
مهدی کمالی
فاطمه اختصاری
سمیه کرمی
زهرا محدثی
سارا محمدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM