تبليغاتX
برهود -
در کتاب گناهان کبیره برای انسان چه گناهی سراغ داری که بزرگتر از تکرار تجربه هایش باشد؟
دیروز گوشم را به خبری دادم و خبرم را بردم به دو سال پیش. عذاب شیرین چند ماهه ای که هر چه بود ، بود!
این بودن را دوست می داشتم و نمی داشتم. اصلن لج کرده ام. نمی خواهم شعر بنویسم.تهران خراب شده ، بابلسر خراب تر ، بهار در زمستن ، زمستان در بهار!!! بهار بی بهار ! این " حرف ها " را مخصوصن نوشتم برای بچه هایی که بزرگ بودند .



اعوذ بالله از بوسه های تو           هیچ یادم نیست
از باران بی دریغ ساری
آفتاب اریب بابلسر           عرق سگی
یا/ دم نیست
تنها به یاد می آورم
زهدان مادری را که می خواست
با تشنگی آب مرا بر طرف کند


علیرضا یادت هست؟
پنجره ای را که از تماشای آفتاب
وامانده بود؟
و دود سیگار عمو اصغر را
که " صادقانه " به سمت حیات " هدایت " می شد؟
زاهد بارخدا و بابک و سید را دی / دی ؟
آنها که سرعتشان از زیاد بود ؟
چطور می شود از اینها گذشت ؟

از آن همه زهرا و یاسمن و طلا را به یاد دارم
که " به دوره نرسیده یائسه شدند "

علیرضا!
چرا به کودکی لاینحلم بر نمی گردم؟
مگر عشق
مزه ی چی توز نمی دهد؟


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 12:59  توسط مصطفا صبوری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آه...چه خسته ام از همه ی این ناقصان که وجودشان بی چون و چرا باید حادثه ای بزرگ شمرده شود! آه...چه خسته ام از شاعران! جان شاعر تماشاگر می خواهد . اگر چه گاو میش باشد! اما من از این جان به تنگ آمده ام و می بینم روزی را که خود نیز از خویش به تنگ آمده باشد.

پیوندهای روزانه
مسیحا برزگر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
شعر
پیوندها
از خنده مردن
جزیره ی ناشناخته
کاظم سبزی
سید مهدی موسوی
کلاغ
خزه
حامد نیکبخت
نیک آهنگ کوثر
دور باطل
محمد علی بنی اسدی
چیزی در حد خلا
غیر قابل پرنده
محسن رزوان
سارا ناصر نصیر
محمد حسن خندق آبادی
حمید رضا شکار سری
Awarebel
فائزه اثنا عشری
سروده هاي بهزاد - الف
پیچش
عرفان رعایی
محمد رضا رستم پور
محمد رضا احمدی
شبنم کشفی
میلاد شکر آبی
مهدی کمالی
فاطمه اختصاری
سمیه کرمی
زهرا محدثی
سارا محمدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM